کتاب خوب

 

((کتاب خوب))

مقدمه:

کتاب، هم نشینی است که تو را خسته و ملول نمی سازد، دوستی است که تو را فریب نمی دهد، رفیقی است که به تو آزار نمی رساند، بلند نظر و جوانمردی است که تو را گرفتار یکنواختی و روزمرگی نمی سازد و همسایه ای است که در کار تو تأخیر روا نمی دارد.

 کتاب خوب مظهر صفا و یک رنگی

           کتاب، مقبول ترین و نزدیک ترین چیز به طبع آدمیان است که نه فراموش     می شود و نه تغییر می یابد. نگاه به کتاب، لذت تو را فزونی می دهد. و میل تو را در فراگیری دانش، شدیدتر می سازد. زبان تورا گویاتر، سخنان و بیان تو را فصیح تر، جان تو را مسرورتر و سینه تو را فراخ تر می کند. و برای تو در دیدگاه عامه مردم، مقام و بزرگی و نزد بزرگان و مسئولان، دوستی و احترام به ارمغان می آورد. از مطالعه کتابی در مدتی کوتاه و در عرض یک ماه، مطالبی می توان آموخت که در طول  یک عمر،از زبان و دهان مردم نمی توان شنید.

           کتاب، هم نشینی است که تو را خسته و ملول نمی سازد، دوستی است ،که تو را فریب نمی دهد، رفیقی است که به تو آزار نمی رساند، بلند نظر و جوانمردی است ،که تو را گرفتار یکنواختی و روزمرگی نمی سازد و همسایه ای است که در کار تو تأخیر روا نمی دارد.
کجاست مونسی مانند کتاب که نخوابد، مگر به همراه تو و سخن نگوید، مگر هنگامی که تو خواسته باشی؟ در کجای جهان امین تر از کتاب و راز دارتر از آن می یابی که رازهای تو را نگاه دارد. و نگهبان منافع تو باشد؟ کجاست اندرزدهنده ای که تو را به نشاط آورد و باز دارنده ای که تو را شیفته خود سازد؟ گویا(1) همیشه و همه جا رسم بر این بوده که هر کس کتابی امانت گرفت، پس ندهد یا بال و پر شکسته به آشیان بازش آرد. حال صاحبان کتاب که محبوب خود را با این سر و وضع باز می یابند، نگفته پیداست.
از این رو مرحوم ادیب الممالک چنین سروده است:
    بود کتاب، عروسی پسر به جمله علم/ کسی به عاریه هرگز نداده است عروس.

 دیسرائیلی، نویسنده معروف انگلیسی نیز می نویسد:

      « گذشته از رطوبت و بید و موش، کتابخانه، آفت بزرگ تری دارد. و آن امانت گرفتن کتاب است، البته از دزد کتاب سخنی به میان نیامد!» ظریف دیگری نیز گفته است:« بزرگ ترین دشمن کتاب، دوست کتاب است که آن را امانت گرفته و پس نمی دهد
کتاب، میراثی است که از نیاکان به ما رسیده است. بی شک دیگران خون دل ها خورده اند تا ما به این گنج پربها دسترسی پیدا کنیم. امید است مراجعان به کتابخانه ها پس از مطالعه کتب با رعایت کامل امانت، و در وقت مقرر اقدام به بازگرداندن این میراث عظیم کنند.

چه کسی از پول 100یوروئی ضرر کرد

درست هنگامی که همه در یک بدهی بسر می بردن و هر کدام بر مبنای اعتبارشان زندگی را 

گذران می کنند.

ناگهان یک مرد ثروتمندی وارد شهر می شوند.

او وارد تنها هتلی که در این ساحل است می شود ،اسکناس 100یوروئی را 

روی پیشخون هتل می گذارد وبرای بازدید اتاق هتل و انتخاب طبقه بالا

 می رود.

صاحب هتل اسکناس 100یوروئی را بر می دارد و با عجله به مزرعه پرورش 

خوک می رودو بدهی خود را به او می پردازد.

مزرعه دار، اسکناس 100یوروئی را با شتاب برای پرداخت بدهی اش به 

تامین کنند خوراک دام و سوخت می دهد.

تامین کنند خوراک وسوخت دام برای پرداخت بدهی خود اسکناس

100یوروئی را با شتاب به داروغه شهر که به او بدهکار بود می برد.

داروغه اسکناس را با شتاب به هتل می آورد زیرا او به صاحب هتل بدهکار 

بود. چون هنگامی که دوست خودس را یکشب به هتل آورد. اتاق را به

اعتبار کرایه کرده بود تا بعدش پولش را بپردازد.

حالا هتل دار اسکناس را روی پیشخون گذاشته است.

در این هنگام توریست ثروتمند از بازدید اتاق های هتل بر می گردد .اسکناس

100یورئی را بر می دارد  و می گوید از اتاق ها خوشش نیامده و شهر را 

ترک می کند.در این پروسه هیچکس صاحب پول نشد.

ولی بهر حال همه شهروندان در این هنگام بدهی بهم ندارند. همه بدهی 

یشان را پرداخته اند وبا یک نگاه خوشبینانه به آینده نگاه می کنند.

خوب است بدانید دولت انگلستان از آغاز موجودیتش، به این نحو معا مله 

می کند!!!


باورتون میشه این نقاشیه

باورتون میشه این نقاشیه ؟؟ اثری از Javier Arizabalo